گفتم که ماه من شو

گمنام

چرا در قرآن مسائل علمي‌ مطرح‌شده ؟؟؟

 

 

در پاسخ به اين پرسش كه چرا در قرآن مسائل علمي‌ مطرح‌شده , به ‌دو‌ نكته ‌اشاره‌مي‌كنيم:
 
 خداوند با علم خود مي‌دانسته كه اگر اين كتاب فقط به جنبه هاي ديني بپردازد
 
 در اينده مردمي خواهند آمد و مي‌گويند, ديگر عمر دين به پايان رسيده است؛
 
 حالا كه بشر خودش مي‌تواند پرده از اسرار علوم بردارد, ديگر نيازي نيست كه به دين متوسل شود.
 
بنابراين خدوند براي اين كه راه را بر اين گروه ببندد,برخي جنبه‌هاي علمي را در اين كتاب گنجانده است.
 
 استناد به اين ايه مي‌تواند تا حدودي اين نكته را تاييد كند:
 
((سنريهم اياتنا في الافاق و في انفسهم حتي يتبين لهم انه لحق))؛
 
يعني به زودي ايات خود را در آفاق و انفس به ايشان نشان مي دهيم تا بر ايشان روشن شود
 
كه همانا قرآن حق است.
 
در اينجا توجه به ((س)) به معناي به زودي در كلمه ((سنريهم)) قابل توجه به نظر مي‌رسد.
 
 شكي نيست كه دعوت اسلام فقط ويژه قوم عرب نيست .
 
 قرآن به اين نكته اين طور اشاره مي‌كند:
 
 ((و ما ارسلناك الا رحمه للعالمين))
 
 ,((و ما ارسلناك الا كافه للناس بشيرا و نذيرا ولكن اكثرالناس لايعلمون)).
 
 از سويي اعجاز بلاغي قرآن فقط براي كساني قابل درك است كه
 
 از تمام زير و بم زبان عربي آگاه باشند. از طريق ترجمه هم نمي‌توان اين اعجاز را منتقل كرد,
 
زيرا در ترجمه زباني به زبان ديگر, همه ويژگيهاي زباني را نمي‌توان انتقال داد.
 
از طرفي چون دعوت قرآن عمومي است نمي‌توان از همه مردم دنيا خواست
 
 كه ابتدا زبان عربي را نيك بياموزند تا بتوانند اعجاز قرآن را درك كنند.
 
 دعوت قرآن عمومي و همگاني است و استدلالات و وجوه اعجاز آن نيز بايد همه فهم و فراگير باشد؛
 
نه اين كه فقط مخصوص قوم خاصي باشد.
 
 
+ نوشته شده در  جمعه هشتم بهمن 1389ساعت 11:41  توسط امید  | 

السلام علیک یا ابا عبدالله .../

 

 

حضور در کربلا برای کشته شدن بود.

و پیروز شدن.

هنگامی که کشته شد، همانگاه پیروز شد.

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آذر 1389ساعت 23:55  توسط امید  | 

پشیمانی حر.../

 

 

 

آنگاه که ندای امام حسین علیه السلام که فرمودند:

اما من مغیث یعیثنا لو جه الله .... آیا کسی هست که بخاطر خدا ما را یاری کند و... به گوش می رسید  چنان استغاثه امام در او اثر گذاشت که خود را از صف لشکریان دشمن جدا کرده و بقصد خیمه های امام حسین علیه السلام حرکت کرد یکی از لشیکریان وقتی دلیل ناراحتی حر را از او سئوال کرد گفت : خود را بین بهشت و دوزخ می بینم و هیچ چیزی بجای بهشت نخواهم گرفت و ناگاه مرکب خود را به طرف لشکر امام علیه السلام حرکت داد و در حالی که دست بر سر نهاده و از خداوند پوزش می طلبید از اینکه دل اهل بیت علیهم السلام را به درد آورده بود خود را به خیمه امام رسانید و عرض کرد که من پشیمانم از این کار که راه را بر شما بستم و شما را به این سرزمین پر بلا کشانیدم من باور نمی کردم که دشمن اینگونه با تو رفتار نماید و گرنه چنین نمی کردم و ...

آیا عذر مرا می پذیری و تو به مرا به درگاه خدا قبول می بینی ؟

امام فرمود: آری توبه ات پذیرفته است و خداوند تو را مورد رحمت خود قرار دهد و در اینجال حر اجازه میدان رفتن خواست و امام اجازه فرمودند . جر بار دیگر اجازه خواست که از زنان و دختران اهل بیت عذرخواهی کند امام اجازه دادند و حر به پشت خیمه ها رفته و اظهار پشیمانی کردو گفت مرا ببخشید اگر دل شما را به لرزه آوردم فردای قیامت مبادا در نزد حضرت زهرا سلام الله علیها از من شکایت نمایید جر اهل حرم را به شیون و ناله وا داشت و جر آنچنان تجت تاثیر قرار گرفت که از اسب پیاده شدو لطمه بصورت می زد و خاک بر سر می ریخت می گفت کاش دستم بریده شده بود و زبانم لال بود که چنین برخوردی ... ولی بعضی از اهل حرم او را دلداری می دادند بالاخره جنگی شجاعانه کرد و نهایت پس از تحمل ضربات فراوان روی زمین افتاد امام بسوی او شتافتند و فرمودند: درود برتو، تو آزادی همانطور که مادرت تو را حر نامید...

نقل از 72 مجلس و سوگنامه آل محمد صل الله علیه و آله

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آذر 1389ساعت 16:44  توسط امید  | 

گم شده...

 

 

 

دستم تو دستش بود ! بهم گفت : دستم رو رها نکن گم می شی !

 اما من یه دفعه چشمم به یه اسباب بازی افتاد بهش گفتم برام میخری ؟

 گفت الان نه ! بعداً چند وقت دیگه اگه بچه خوبی باشی !

گفتم : نه  همین الان می خوام من که خوبم ! تازه همه نمره هام بیسته !!!

دستشو رها کردم و دوییدم به طرف اسباب بازی ...!

یه دفعه دیدم توشلوغی گم شدم ! تنها شده بودم ! خیلی گریه کردم ...!

 نتونستم به اسباب بازی برسم ! تازه  گمش کرده بودم  و راه خونه رو هم گم کردم ...!

حالا چند وقته همه جا دارم دنبالش می گردم....!

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم آذر 1389ساعت 20:48  توسط امید  | 

نصیحت پدر..../

 

 

. دوست به منزله خويشاوند است .

 و دوست حقيقى كسى است كه در غيبت هم در دوستيش صادق باشد.

 هوا و هوس شريك رنج و الم است .

چه بسا بيگانه اى كه خويشاوندتر از خويشاوند است ،

و چه بسا خويشاوندى كه از بيگانه ، بيگانه تر است .

غريب كسى است كه او را دوستى نباشد.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آبان 1389ساعت 20:4  توسط امید  | 

حکایت غلام دانا .../

 

 

 

حکایت است که پادشاهی از وزیر خدا پرستش پرسید:

 بگو خداوندی که تو میپرستی چه می خورد،

چه می پوشد،

و چه کار می کند؟

و اگر تا فردا جوابم نگویی عزل می گردی.


وزیر سر در گریبان به خانه رفت.

وی را غلامی بود که وقتی او را در این حال دید پرسید که او را چه شده؟

و او حکایت بازگو کرد. غلام خندید و گفت: ای وزیر عزیز این سوال که جوابی آسان دارد.

وزیز با تعجب گفت: یعنی تو آن میدانی؟ پس برایم بازگو.


- اول آنکه خدا چه می خورد؟

غم بندگانش را. که می فرماید من شما را برای بهشت و قرب خود آفریدم. چرا دوزخ را بر می گزینید؟


- آفرین غلام دانا.
- دوم خدا چه می پوشد؟

 رازها و گناه های بندگانش را.

- مرحبا ای غلام


وزیر که ذوق زده شده بود سوال سوم را فراموش کرد و با شتاب به دربار رفت و به پادشاه بازگو کرد.

 ولی باز در سوال سوم درماند، رخصتی گرفت و شتابان به جانب غلام باز رفت و سومین را پرسید.


غلام گفت: برای سومین پاسخ باید کاری کنی.


- چه کاری؟


- ردای وزارت را بر من بپوشانی،

 و ردای مرا بپوشی و مرا بر اسبت سوار کرده و افسار به دست به درگاه شاه ببری تا پاسخ را باز گویم.


وزیر که چاره ای دیگر ندید، قبول کرد و با آن حال به دربار حاضر شدند.


پادشاه با تعجب از این حال پرسید ای وزیر این چه حالیست تو را؟


و غلام آنگاه پاسخ داد که این همان کار خداست که وزیری را در خلعت غلام

و غلامی را در خلعت وزیری حاضر نماید!!


پادشاه از درایت غلام خوشنود شد و بسیار پاداشش داد

 و او را وزیر دست راست خود کرد.../

 

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم آبان 1389ساعت 22:4  توسط امید  | 

مسجد مقدس جمکران.../

 

 

مسجد مقدس جمکران تحت توجهات و عنایات خاصه حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنا له الفداه و به فرمان ایشان بنا شده است و در خصوص تاریخچه مسجد جمکران چنین آمده است : شیخ حسن مثله جمکرانی شب سه شنبه 17 ماه مبارک رمضان سال 293 در منزل خویش بود که جماعتی به در خانه وی آمده و می گویند که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تو را طلب می فرمایند شیخ حسن خدمت حضرت شرفیاب می شود و امام عصر عجل الله در حالی که حضرت خضر علیه السلام را در کنار داشتند فرمان ساخت مسجد مقدس جمکران را در زمین فعلی صادر می فرمایند .

امام زمان در مورد فضیلت مسجد مقدس جمکران  می فرمایند به مردم بگو به این مکان رغبت کنند و آن را عزیز دارند و چهار رکعت نماز در آن گذارند... هر کس این دو نما را بخواند گویا در کعبه نماز خوانده است ...

(النجم الثاقب)

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم آبان 1389ساعت 14:32  توسط امید  | 

می نویسم اکنون ....

 

 

 

اکنون دست به قلم می شوم و مینویسم ،

از عفاف و حجاب مینویسم !

چیزهایی که باید عمل کرد را اول می نویسند ،

می خوانند و شاید اگر دلمان خواست و به مزاجمان سازگار آمد عمل هم می کنیم !!!

می نویسم از حجاب و از عفاف ...

ولی برای که ؟برای که می خواهیم بنویسیم ؟برای آنانی که می دانند ؟/

برای آنانی که می دانند و نمی خواهند عمل کنند ؟

یا برای آنانی که اصلا نخواستند بدانند؟

اگر به نوشتن باشد که بودند و هستند از ما بزرگتر واز ما حکیم تر و  دانا تر .

 مگر قرآن نگفت که مردان و زنان با حفاظ خود دار از تمایلات حرام خود داری کنن

د و خدا برای آنان پاداش بزرگ مهیا ساخته است .؟(احزاب 35)

اینها سخن خداست و پروردگارمان کم درمورد حجاب زنان و مردان سخن نگفته !

و هرچه را که ذهن ما نمی توانست درک کند  پیامبرو امامان آنها را هر یک به شیوه ای

 در احادیث برای ما گفتند تا ما از آنها پند بگیریم و آنها را بیاموزیم .

و مگر بعد از آنان بزرگان ، علما ، فضلا و مراجع دین شفاف تر برایمان بیان نکردند ؟

و اینک ای دوست من چه بنویسم که گوش همه آنان که خود عمل می کنند

 پراست و آنان که نمی دانند و نمی خواهند بدانند اصلا برایشان مهم نیست !

و شاید اگر گاه چیزی بنویسیم و بگوییم برای این است که عقده های دل خودرا خالی کنیم

 و درد دل خود را تسکین دهیم !

حال می پرسم از تو  ، می پرسم از تو که عفاف چیست ؟

حجاب چیست ؟

مگر نه اینکه عفاف از معنی عفت می آید و عفت جزئی ازغیرت است ؟

و حجاب جزئی ازحیاست ؟

و اینها یعنی پوشش ، نه فقط در ظاهر بلکه برای باطن نیز هست .

 وقتی هر انسان بتواند کمی از پوشش درون خود را بسازد حتما می تواند

ظاهرش را هم بسازد و کسی که به این دو عمل کند حتما می تواند دیگران را اصلاح کند .

چرا که همیشه گفته اند : سخن که از دل براید لاجَرَم بر دل نشیند !

می توانم بفهمم که اگر روزگار اینگونه گذشت که عده ای حجاب داشتند

 و عده ای بی حجاب بودند از این است که ما غیرت نداشتیم .....!

هم اکنون می دانیم که ایراد از ماست !!!

تو ببین این گونه نیست ؟

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مهر 1389ساعت 19:55  توسط امید  | 

منتظران.../

 

 

امام سجاد(علیه السلام):

«مردم اهل زمان غیبت مهدی كه معتقد به امامت او هستند

 و منتظر ظهور او نشسته‌اند، بافضیلت ترین مردم دنیا هستند؛

 زیرا خدا عقل و فهمی به آنان عطا كرده كه "غیبت"

نزد آنان به منزله ظهور و "مشاهده" گشته است.

 آنها همانند مجاهدین در ركاب پیامبرند

 و از مخلصین و شیعیان صادق ما هستند؛

 آنها به طور پنهانی و آشكار بسوی دین خدا دعوت می‌كنند.

 آری انتظار فرج از بزرگترین اعمال است.»

 

(منتخب الاثر، آیت الله صافی گلپایگانی، ص244) 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مهر 1389ساعت 20:40  توسط امید  | 

عید سعید فطر مبارک .../

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم شهریور 1389ساعت 23:31  توسط امید  | 

مطالب قدیمی‌تر